خرید بک لینک

بهار جانکم

بینهایت دوست دارم دستت را بگیرم و بند کفشهای کوچکت را ببندم، با تو و پدرت زیر باران قدم بزنم، گیلاسها را روی گوشهات گوشواره کنم، از رقص موهات در باد کیف کنم و برای شادی غلیظی که توی چهرهات جان میگیرد، قند در دلم آب شود.

اما شاید هیچوقت تو را به دنیا نیاوردم. جهان پیرامون ما این روزها گنجایش همین شادیهای کوچک را هم ندارد.

برچسب: نویسنده: آراد کریمیان تاريخ: جمعه 21 خرداد 1400 ساعت: 22:11

امروز نشستهام پای لپتاپ و دارم طرز پخت بوقلمون را برای مامان پیدا میکنم چون تا به حال گوشت بوقلمون درست نکرده است و ما هم نخوردهایم جایی و بلد هم نیستیم. فرکانس رادیو را گذاشتهام روی رادیو فرهنگ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد کریمیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:42

شب از نیمه گذشته است. یک نفر با لهجهی بوشهری توی گوشم آواز میخواند. نوای خوشی دارد. غمِ قشنگی توی صدایش پنهان است که ته دلم را میلرزاند. امروز روز ابریِ زیبا و خستهکنندهای بود. هوای قدم زدن افتادادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد کریمیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:42

انگار هواپیمامون سقوط کرده وسط جزیرهای در اقیانوس آرام. زخمی شدیم اما جانِ سالم به در بردیم. نه کسی صدامونو میشنوه نه برای کسی اهمیتی داره که کم کم محو و ناپدید میشیم. ما هم نشستیم به انتظار یک قایق نجات وسط اقیانوس. خوشخیال، منتظر، آرام.

برچسب: نویسنده: آراد کریمیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:42

حالا دیگر دور بودن معنای لفظیاش را از دست داده است. در دورترین فواصل هستی هم نزدیکترین مخاطب منی.

برچسب: نویسنده: آراد کریمیان تاريخ: پنجشنبه 23 خرداد 1398 ساعت: 10:20

امروز میشود یک سال. یک سال که به رفاقتمان بله گفتهایم که حالا حالاها ادامه پیدا کند، قوام بیاید و این مسیر را پا به پای هم تا آخر قدم بزنیم و غم کم و یا زیاد بودنش را نخوریم، به جایش هروقت زندگی سخادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد کریمیان تاريخ: پنجشنبه 23 خرداد 1398 ساعت: 10:20

لپتاپ را گذاشتهام جلویم و تمرینهای کلاس فردا را انجام میدهم، گهگاهی یک نیمنگاه به تلویزیون میاندازم و پیش خودم میگویم حیف نیست با برنامههای مسخرهاش آرامش شب را بهم میزند؟ بابا خر و پف میکنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد کریمیان تاريخ: دوشنبه 12 فروردين 1398 ساعت: 6:40

برای این روزها. متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد کریمیان تاريخ: يکشنبه 7 بهمن 1397 ساعت: 20:44

سالها در خیالم از کارمند بودن و پشتِ میز نشستن فرار کردم و حالا که مدتیست باهاش سازش پیدا کردهام، رخوت و خستگی و یکجانشینیاش را پذیرفتهام. شاید چند ماهِ دیگر پا پس بکشم و بگویم من آدمِ هشت ساعت پادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد کریمیان تاريخ: يکشنبه 7 بهمن 1397 ساعت: 20:44

آن شب که پاهام را گذاشتم روی شنهای ساحل دریای انزلی و چشمهام را بستم؛ آن شب که موج دریا بیتابتر از همیشه خودش را نوک انگشتانم میرساند و باد خنکِ عجیب تابستانی شالم را به رقص درمیآورد، آن شب که سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد کریمیان تاريخ: يکشنبه 7 بهمن 1397 ساعت: 20:44

عجیب و پر ماجرا و غمگین و دوستداشتنی بودی. در اوج دوران استیصال و نااُمیدیام شروع شدی و برای آمدنت توی چشمهام شوق نبود. دلم لباس نو و تازه شدن دیدارها را نمیخواست. ملالآور از بهار عبور کردی و دلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد کریمیان تاريخ: يکشنبه 7 بهمن 1397 ساعت: 20:44

دل گرفته رو کی میتونه باز کنه؟ جز اونکه دلت ازش گرفته...؟

برچسب: نویسنده: آراد کریمیان تاريخ: يکشنبه 7 بهمن 1397 ساعت: 20:44

چه کسی باورش میشود از آخرین دیدارمان روی سنگ سرد غسالخانه سه سال گذشته است؟ ظهر دلگیرِ ششم اردیبهشت سه سال پیش بود، مگر نه؟ هنوز هم گمان میکنم بیخداحافظی رفتنت حق ما نبود، باید یک روز اجازهات را از خدا بگیریم، حتی برای ساعتی؛ آنوقت دست میاندازیم گردن هم و یک دل سیر خداحافظی میکنیم، شاید کمی درد عمیقِ ناگهانی پر کشیدنت، آرام بگیرد.

برچسب: نویسنده: آراد کریمیان تاريخ: يکشنبه 7 بهمن 1397 ساعت: 20:44

فردا میآیی و گل لبخند روی لبهام شکوفه میدهد.

برچسب: نویسنده: آراد کریمیان تاريخ: يکشنبه 7 بهمن 1397 ساعت: 20:44

در میانهی یک سفر طولانی بودهام. از آن سفرهایی که برای رفتن باید همه چیزها و آدمهای دوست داشتنیام را پشت سرم جا میگذاشتم تا بال پریدنم را قیچی نکنند. روزهای زیادی را تنهای تنها قدم زدهام، زیر بارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد کریمیان تاريخ: يکشنبه 7 بهمن 1397 ساعت: 20:44

صفحه بندی